محمد مهدى ملايرى

60

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

زمان آن را فقط تا آن دوره از عصر اشكانى پيش برد كه قسمت اصلى آشور ضميمهء روم شده و اشكانيان تتمهء آن را با بابل يكى ساخته و همه را آسور يا ( سورستان ) ناميده‌اند . در رسالهء پهلوى ديگرى هم كه از دورهء ساسانى به نام « خسرو قبادان و ريدك ( يا ريدكى ) باقى مانده از مقام و مرتبتى در دولت ساسانى به نام « آسورستان سالار » ياد شده « 1 » و ظاهرا همين عنوان است كه در عربى به نام اصبهبذ السواد تغيير يافته ، و احتمال هم مىرود كه اصل فارسى اين عنوان عربى سورستان سپهبد بوده باشد . به نوشته كريستن‌سن ، بنا به گفتهء دينورى در الأخبار الطوال ( ص 57 ) ويستهم پس از مرگ يزدگرد اول اين عنوان را داشته و بنابر آنچه در النهايه آمده ( ص 226 ) شاهپور پسر بهرام هم در زمان قباد اول داراى اين مقام بوده . « 2 » كتيبهء شاپور آسورستان و ميشان در كتيبهء سه زبانى شاهپور اول در كعبهء زرتشت Kaba - I - Zaratusht Res كه اروپائيان آن را Gestae Disi Saporis كارنامه خدايگان شاهپور ) خوانده‌اند از جملهء متصرفات او يكى هم آسورستان A ( suristan ) شمرده شده . در اين كتيبه نامى هم از ميشان Mesene برده شده كه معلوم مىشود ميشان در آن روزگار وضعى مستقل از سورستان داشته . « 3 »

--> ( 1 ) . اين رساله بيش از يك بار ، همه يا بخشى از آن به فارسى ترجمه شده . آخرين ترجمه‌اى كه از آن به نظر رسيد از آقاى ابراهيم ميرزاى ناظر است كه در ماهنامهء فروهر سال بيست و هفتم شمارهء 3 و 4 خرداد و تير سال 1371 ه ش . منتشر شده ، و مقام ياد شده در ص 11 آن و زير شمارهء 110 آمده است . ( 2 ) . ايران ساسانى ، ترجمه رشيد ياسمى ص 81 حاشيه 1 . ( 3 ) . اطلس تاريخى ايران ، انتشارات دانشگاه تهران توضيحات مربوط به نقشهء شماره 8 ساسانيان ) .